الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
255
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
بر ما تحميل كنيد و آئينى كه فساد و بطلان آن بر ما آشكار شده است با زور به ما بقبولانيد ، به علاوه يك آئين تحميلى چه سودى براى شما دارد ؟ ! در آيه بعد شعيب چنين ادامه مىدهد : « اگر ما به آئين بتپرستى شما باز گرديم ، و بعد از آنكه خدا ما را نجات داده خود را به اين پرتگاه بيفكنيم ، بر - خدا افترا بستهايم » ( * ( قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّه كَذِباً إِنْ عُدْنا فِي مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّه مِنْها ) * ) . اين جمله در حقيقت توضيح جمله اى است كه در آيه قبل به طور سربسته از زبان شعيب گفته شده بود ، و مفهومش اين است كه ما از روى هوى و هوس و يا تقليد كوركورانه پشت پا به آئين بتپرستى نزدهايم ، بلكه بطلان اين عقيده را بروشنى دريافتهايم ، و فرمان خدا را در زمينه توحيد با گوش جان شنيدهايم ، با اين حال اگر از آئين توحيد به شرك بازگرديم ، آگاهانه بر خدا دروغ بستهايم ، و مسلم است خداوند ما را مجازات خواهد كرد . سپس اضافه مىكند « ممكن نيست ما به آئين شما بازگرديم مگر اينكه خدا بخواهد » ( * ( وَما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه رَبُّنا ) * ) . منظور شعيب در حقيقت اين است كه ما تابع فرمان خدا هستيم و كمترين سرپيچى از دستور او نداريم ، بازگشت ما به هيچوجه ممكن نيست ، مگر اينكه خداوند دستور بازگشت بدهد . و بلافاصله اضافه مىكند كه خداوند نيز چنين دستورى نخواهد داد ، « چرا كه او از همه چيز آگاه است و به همه چيز احاطه علمى دارد » بنا بر اين هرگز ممكن نيست او از دستورى كه داده باز گردد ، زيرا كسى از دستورش برمىگردد ، كه علمش محدود باشد و اشتباه كند و از دستور خود پشيمان گردد ، اما آن كس كه احاطه علمى به همه چيز دارد ، تجديد نظر براى او ممكن نيست ( * ( وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً ) * ) .